گل پسر
سلام دوستان امید وارم که سالم و تن درست باشید
از امروز این وبلاگ به من سپرده شده
امیدوارم بتونم نظر شما رو جلب کنم
آرزومند آرزوهای سبزتون
موفق باشید
خداوند نگهدارتان


روزی، وقتی هیزم شكنی مشغول قطع كردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید كه آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شكن جواب داد : نه جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شكن خوشحال روانه خونه شد هیزم شكن داشت گریه می كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه می كنی؟ فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟ " آره " هیزم شكن فریاد زد فرشته عصبانی شد. " تو تقلب كردی، این نامردیه هیزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. میدوونی، اگه به جنیفر لوپز " نه" میگفتم تو میرفتی و با كاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به كاترین زتاجونز "نه" میگفتم تو میرفتی و با زن خودم می اومدی و من هم میگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود كه این بار گفتم آره |

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که می سرایم شعر سپید باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقیب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟
گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز
گفتم : بگو ، ز مویش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز یارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم : کجاست جمشید ؟ جام جهان نمایش ؟
گفتا : خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم : بگو ، ز ساقی حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشی در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم : بگو ، ز محمل یا از کجاوه یادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقی
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم : بیا ز هدهد جوییم راه چاره
گفتا : به جای هدهد دیش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد یا نیاورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگی
گفتا : که ادکلن شد در شیشه های رنگی
گفتم : سراغ داری میخانه ای حسابی ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی
گفتم : بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان
گفتا : نمی هراسی از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابی تو دست و پا نداری ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتی ؟
! گفتا : ندیده بودم هالو به این خرفتی

دخترها توی ماهیتابه روغن میریزن پسرها توی كابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن |

میدانید چرا ناپلئون همیشه از كمر بند قرمز استفاده میكرده و این كه حكمت كمربند ناپلئون چیست ، این سوال برای خیلیها پیش آمده و جواب آن فقط یك جمله است : از كمربند قرمز استفاده میكرده تا از افتادن شلوارش جلوگیری كند
چرا روی آدرس اینترنت به جای یك دبیلیو، سه تا دبیلیو میگذارند؟ چون كار از محكمكاری عیب نمیكنه
آخرین دندانی كه در دهان دیده میشود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی
چطور میشود چهارنفر زیر یك چتر بهایستند و خیس نشوند؟ وقتی هوا آفتابی باشد این كار را انجام دهند
اگر سر پرگار گیج برود چه میكشد؟ بیضی
چرا لكلك موقع خواب یك پایش را بالا میگیرد؟ چون اگر هر دو را بگیرد، میافتد
چرا دود از دودكش بالا میرود؟ چون ظاهرا چاره دیگری ندارد
شباهت نون سوخته با آدم غرق شده و زنی كه حامله شده چیه؟ هر سه تاشونو دیر كشیدن بیرون
شجاعترین مرد جهان كیست؟ امام جمعه قزوین
فرق باطری با مرد چیست؟ باطری اقلا یک قطب مثبت داره ولی مرد هیچ چیز مثبتی نداره
اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چیست؟ طلاق
چه طوری زیر دریایی بعضیها رو غرق میکنن؟ یه غواص میره در میزنه
ناف یعنی چه؟ ناف نمره صفری است كه طبیعت به شكم بیهنر داده است
خط وسط قرص برای چیه؟ برای اینكه اگه با آب نرفت پایین با پیچگوشتی بره
اگه یه نقطه آبی روی دیوار دیدید كه حركت میكند چیست؟ مورچهای است كه شلوارلی پوشیده
بعضیها را چگونه برای همیشه میشود سر كار گذاشت؟ در دو روی یك كاغذ مینویسم: «لطفاً بچرخانید
چرا بعضیها همیشه 18تایی به سینما میروند؟ برای اینكه برای زیر 18 ممنوع بود
چرا بعضیها با دو دستشان دست میدهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نیستند
چرا فیل از «سوراخ سوزن» رد نمیشه؟ برای اینكه ته دمش «گره» داره

ضدحال یعنی وقتی یه قرار لطیف تو اینترنت داری وصل نشی
ضدحال یعنی وقتی منتظر فیلم مورد علاقت هستی برق بره
ضدحال یعنی بعد از کلی مصیبت که بابات برات موبایل ثبت نام کرده همه سیمکارتا بیاد جز مال تو
ضدحال یعنی روز تولدت دوست پسرت جلوی دوستات فقط یه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی
ضدحال یعنی دوست دخترتو بیرون با یه پسر دیگه ببینن
ضدحال یعنی یه جلسه سر کلاس نری فقط همون یه جلسه استاد حضور غیاب کنه
ضدحال یعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن
ضدحال یعنی یه هفته قبل از اینکه جشن تولد بگیری خاله مامانت فوت کنه
ضدحال یعنی قبض تلفن بیاد 987979543456547979794654687 تومن...!! مثل قبض تلفن وموبایل امیر حجوانی
ضدحال یعنی بعد از کلی مخ زدن تو اینترنت همینکه بیای به نتیجه برسی اشتراکت تموم بشه
ضدحال یعنی با.۹.۷۵ افتادن
ضد حال یعنی یه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گیر کنه به صندلی پاره بشه
ضدحال یعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نیاد
ضدحال یعنی شرطی بیدل بزنی امتیازت بشه ۲۵
ضدحال یعنی بعد اینکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه ۱۰
ضدحال یعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پریز برق
ضد حال یعنی بری عروسی خانمها و اقایون جدا باشن
ضدحال یعنی تو اتاقت فیلم نگاه میکنی همینکه میرسه جای.........مامان یا بابا بیاد تو
ضدحال یعنی هیستوری رو پاک نکنی همه ایمیلاتو داداشه فضولت بخونه
ضدحال یعنی نفر ۱1کنکور شدن
ضدحال یعنی کارگردان شدن حنا مخملباف
ضدحال یعنی کاندید شدن رفسنجانی برای انتخابات مجلس
ضدحال یعنی خواننده شدن میناوند
ضدحال یعنی حسنی امام جمعه ارومیه
ضدحال یعنی پژو آر- دی
ضدحال یعنی فیلم ژاپنی
id caller ضدحال یعنی داشتن
ضدحال یعنی عشق یه طرفه
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه 92 مثل گل اس اس به پس پس
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد

تا به حال به این فکر کردین که بین حموم رفتن دخترا با پسرا چه فرقی هست؟
عمرا اگه بدونین؛اما من براتون میگم:
یك دختر در حمام
ساعت ۴ بعد از ظهر
۱ـ لباساشو رو درمیاره٬ رنگ روشن ها رو تو یك سبد و تیره ها رو تو یكی دیگه میگذاره
۲ـ در حموم رو از تو قفل میكنه٬ جلوی آیینه می ایسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ میده بیرون و شروع میكنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
۳ـ در كمد رو باز میكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان
۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده
۵ـ یكبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره
۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره
۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه كه تمام مواد شیمیایی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میكنه
۸ـ خمیر ریش داداشی رو كش میره و شیش كیلو خالی میكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی
۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میكنه. از اینكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشیده شده٬ احساس خوشگلی می كنه و یه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آیینه میفرسته
۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوك دماغش سبز شده
۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میكنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت
۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میكنه
۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب كنه
۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میكنه
ساعت ۸ شب
یك پسر در حمام
ساعت ۴ بعد از ظهر
۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو میكنه. هر كدوم رو پرت میكنه یه گوشه اتاق
۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم
۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شكمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو ببین چه كرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میكنه
۴ـ زیر بغلش رو بو میكنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش
۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نمیكنه چون اصلا توش چیزی نداره
۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو كف مالی میكنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون
۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره
۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
۹ـ زیر دوش میگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر میخنده
۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده٬ آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش
۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میكنه و میشاشه توش
۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یكهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشك میكنه
۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق
۱۴ـ حوله خیس رو پرت میكنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه
ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر
